|
|
|
|
|
به وبلاگ جدید وکاملا متفاوت من سری بزنید ونظر بدید لطفا.
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
من عشق را در تو من غم را در سکوت
|
||
|
|
|
|
|
يکي از طبيعي ترين خواسته هاي ما رسيدن به آرامشه. هر کسي در زندگيش يک دريچه ي آرامش داره و برنده اونيه که راه درست اين دريچه رو هيچ وقت گم نکنه! گاهي تغييراتي در زندگي آرامش رو از ما مي گيره، ولي لذت دوباره پيدا کردنش، سختي نبودنش رو از بين مي بره. آرامش براي ما معيار سنجش حقيقت نيست ولي در هر حقيقتي آرامشي هست که هنر پيدا کردنش رو بايد داشته باشيم... |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
از اونجایی که تب یانگوم در بین ما ایرانیان زیاد از حد بالا رفته
پس من هم در وبلاگم عکسایی از یانگوم می زارم تا از بحث روز عقب نمونم .
|
||
|
|
|
|
|
افسوس؛ بودنهايمان رنگ مي بازند...... اشکهايمان در گذر روزها از ياد مي روند..... لبخند نگاه ها مي ميرند..... گرماي دوست داشتنهايمان خاموشانه مي لرزند..... افسوس.... کاش؛ وجود من ميگريد..... مي شنوي ؟؟؟ |
||
|
|
|
|
|
من با تو به اوج ميرسم....با تو بودن را آغاز ميکنم...با تو به پرواز ميرسم....با تو عطر اقاقي...با تو به شبنم هاي پريشان گلها ميرسم که با لطافتي خواستني بر روي گلبرگهاي شقايق غلط ميخورند...با تو به شمارش ستارگان ميروم...واز رنگين کمان به شعر وازشب به روز و از ظلمت به انتهاي نور....
اي کاش اين احساس هميشگي باشد...اين پرواز فرودي نداشته باشد..با تو از پروانه ها ميگويم...با تو از شمع ميگويم که بي پروا از براي عشق ميگريد...من تمناي نگاهم را با اوج عشق واحساس تو مي آويزم و اسطوره اي زيبا از يادگارهاي آلبوم خاطراتم پديد ميآورم تا باشد که يادت هميشه متروکه ي اين گلخانه را آبياري کند و آسمان پريشان وگلگون ذهن من که با رعد هاي مداوم آشناست را آبي ورنگين فام کند..تورا دوست دارم تا آنجا که نفس ياري کند...قلم با دست همراهي کند...ذهن يادهاي خوش بنگارد....دوست دارمت وخواهم داشت.... |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
کاش مي دانشتم چيست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست
|
||
|
|
|
|
|
من که ميدانم شبي عمرم به پايان ميرسد نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستي ام مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتا بان مي رسد من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست من که مي دانم عجل نا خوانده و بيداد گر سر زده مي آيد و راه فراري نيست پس چرا پس چرا عاشق نباشم |
||
|
|
|
|
|
عجب شبي است امشب به رنگ سياه گيسوي تو عجب سکوتي دارد امشب به رنگ خاموش نگاه تو و عجب طولاني ست امشب به قدر حجران ميان منو تو |
||
|
|
|
|
|
مرا صد بار از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم کشاني دوستت دارم چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا کردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم
|
||
|
|
|
|
|
امیدوارم خوشتون بیاد http://www.iranclip.com/player/1128 http://www.iranclip.com/player/1126
منبع:iranclip |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
وقتي که رفتي دلم گرفت اخر با تو مي شد تا ان سوي پرچين دل ها کوچيد و زندگي را زيبا تر ديدوقتي که تو بودي دلم چه ارامش غريبي مي يافت و در حريم نگاهت اسمان چه حقير مي نموددر هنگام رفتن تو و چشم هاي مهربانت دلم بي اختيار گريست اخر با تو مي توانستم دلتنگي ها يم را به ضريع چشمانت بسپارمو تبسم ستاره ها را در برق نگاهت ببينم.اينک شب من بي تو بي ستاره تو دلم در جستجوي کوچه اي است که به باغ يار بپيوندد اوايل تو را باور نمي کردم اما بعد ها تو را حس کردم کم کم باورم شد که تو همان غريبه ي اشنايي هستي که به دنياي غم و اندوه من انس گرفتي تو را دوست دارم اي غريبه ي اشنايم |
||